تبلیغات
TÜRK - مطالب xəbər..News.haber.خبر
TÜRK
شهیدلر اولمز اورمیه بولونمز.şəhıdlər ölməz urmu bölünməz
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 آبان 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()

اکراد خود را ماد و آریایی میپندارند! این ادعا آنقدر مضحک و حتی مشمئز کننده است که سیاهپوستان خود را ژاپنی معرفی کنند! البته در این توضیح ژاپنی و سیاهپوست به خاطر جغرافیا و رنگ پوست مقایسه شده اند و نیت نویسنده به هیچ وجه به درایت و ضریب هوشی اشاره ای نمیکند.

 

اکراد چگونه میتوانند ماد باشند؟

 

برای ماد بودن، باید در جغرافیای ماد دارای ریشه بود. یعنی، بدون توضیحی افزونتر، میتوان مطمئن شد که مادها به هیچ عنوان شاخصه ای تحت عنوان کرد در خود نداشته اند. در جغرافیای ماد، هیچ سندی دال بر وجود کردیت در منطقه وجود ندارد. جالب اینکه، حتی اسامی که اکراد به خود خطاب میکنند نیز رگه هایی از فرهنگ قدرتمند و انکارناپذیر تورک یافت میشود.

 

اگر به تاریخی که در کتاب مقدس یهودیان و یا تاریخ یونانی نویس مشهور، هرودوت، استناد کنیم نیز، مادها دارای ریشه و اسمی تورکی بوده اند. بزرگترین طایفه ای که امپراطوری ماد از آنها تشکیل یافته بود دارای اسم "بوز آی" یعنی "ماه خاکستری" بوده است. و، ناگفته میدانیم که ماه و ستاره از سمبلهای تورکها در تاریخ میباشند. ماه، هلال ماه و ستاره های چند پر در تمامی یافته های بشری در جغرافیای دنیای تورک مشهود است. چه در سنگ نوشته ها و سازه های سنگی، چه در تزئینهای فلزی، چه در سکه های اقتصاد اولیه جهان و چه در درفشهای جنگی، تورکها همیشه از این سمبلها استفاده کرده اند. خورشید نیز دارای جایگاه مخصوصی در فرهنگ تورکها میباشد. سالنامه خورشیدی از ابداعات تورکهاست، اسامی بروج فلکی نیز دارای اسامی تورکی میباشد. بنابراین، اکراد نه تنها نمیتوانند ماد باشند، بلکه آریایی نیز نیستند. چرا که برای آریایی بودن، نخست باید ریشه داشت.

 

اکرادی که در بخشهای کنونی محل سکونت خود در جغرافیای ایران قرار دارند اکثرا دارای ماهیت مهاجری هستند. یعنی، در خلال قرنهای اخیر به منطقه مهاجرت کرده اند. این مهاجرتها گاها برای شکرت در ارتش تورکها بوده، گاها اجرا شده از سوی دشمنان برای تضعیف ارتش تورکها بوده و یا بهانه های اقتصادی داشته است. بهانه های دیگری چون دینی، مثلا الحقی و علی اللهی بودن، و یا حقوق بشری، مثلا اعمال زور از سوی دولت عراق، نیز مد نظر میباشد. و، جالب اینکه، بهانه دینی نیز ریشه ای تورکی دارد و اکرادی که خود را "بکتاشی" میدانند ناخواسته اعتراف به ریشه تورکی اعتقاد خود دارند. "بکتاش"، یا در تلفظ صحیح خود "بیگ داش" اعتقادی تورکی است و به خاطر ایجاد اخوت بین رؤسای طوایف مختلف متولد شده است. در زبان تورکی، پسوند "داش" برای نشان دادن رابطه همگون مورد استفاده قرار میگیرد. به عنوان مثال، قارداش (حضور مشابه در یک شکم/رحم)، دیلداش (سخن گفتن به یک زبان مشترک)، وطنداش (شهروند یک دولت ملی/سیاسی بودن) و از این قبیل.

  

بالاخره، صبر ما هم باید اندازه ای داشته باشد. بیگانه بیاید و فرهنگ و تاریخ ما را برداشته و به اسم خود جا بزند و ما هم سکوت کنیم! این اصلا منطقی نیست، انسانی نیز نیست. فارس آمده و زرتشت ما را دزدیده و گردنبند خود کرده و اکراد را نیز تشویق میکند که بیایید به دین آریایی بپیوندید! آنها هم از خدا خواسته، به خاطر وجود کمبود روحانی و مدنی، ندانسته دنباله رو فارسها شده و خود را پسر عموهای آریایی فارسها خیال میکنند! فارس آمده و شیعه بودن ما را حرام اعلام کرده ولی همان شیعه گی را به اسم خود تبلیغ کرده و گسترش میدهد! خفت آمیز اینکه، به اصطلاح روشنفکران آذربایجانی هم همصدا با فارسها "مرگ بر شیعه تورک، مرگ بر دین و درود بر سکولاریزم" فریاد میزنند ولی به خاطر کور بودن از چشم و عقل، تبلیغات دینی و سیاسی فارسها و مانور آنها با شیعه گری را نمیبینند!

ابروی انگلیسی فارسها

 

هر ملتی برای خودشناسی خود نیاز به زبان به خصوصی دارد. اکراد که زبان به خصوصی ندارند، کلمات و جملات مختلط مربوط به زبانهای دیگر را با لهجه ای جالب! ادا کردن دلیل متولد شدن یک زبان برای یک ملت نمیباشد. انگلیسی دارای لهجه های ملی و محلی بیشماری است که اکثرا نیز متکلم یک لهجه سخنان متکلم به لهجه ای دیگر را نمیفهمد. و یا، زبان تورکی دارای لهجه های فراوانی است که مثلا یک ازبک نمیتواند به راحتی سخنان یک آذری (تورک آذربایجانی) را بفهمد. ولی، هم انگلیسی و هم تورکی زبان ملی هستند. آیا کردی هم همین صفات را دارد؟ آیا دارای فرهنگ لغات مخصوص به خود میباشد؟ آیا اگر کلمات وارداتی را از به اصطلاح کردی حذف کنیم، چند درصدش باقی خواهد ماند؟

 

فارسی نیز همین خاصیت را دارد. یک زبان برای یک ملت حداقل باید شاخصه هایی داشته باشد مثلا برای نامیدن اعضای بدن، محیط اطراف و الی هذه. فارسها به موهای بالای چشم میگویند ابرو!

 

در زبان انگلیسی به موهای بالای چشم میگویند " Eyebrow" و تلفظ میکنند "آ.ی.بر.او". تشابه بین این دو کلمه و زمان سروده شدن شاهنامه! گویای وقایعی میتوانند باشند. چرا که، انگلیس همیشه پشت سر شوونیسم فارس بوده و همیشه از آن دفاع کرده است. به عبارتی، انگلیس سازنده و آفریننده فارسهای کنونی میباشد و مهاجرت آنها از هندوستان به جغرافیای ایران کنونی دانسته مخفی نگهداشته میشود. هندوستان نیز مستعمره انگلیس بود!

 

همه روشنفکران میدانند که مثلا چورچیل به اوریانا فالاچی در مقابل این سوال که چرا انگلستان نمیتواند به ایرلند مسلط شود گفته است: "من در آنجا دو کمبود دارم، اقلیت خائن و اکثریت نادان"!

 

و یا، همه روشنفکران میدانند که مثلا گوبلز، وزیر مطبوعات نازیها گفته است که دروغ هر چه قدر بزرگ باشد باور کردنش از سوی عوام راحتتر میباشد. البته مسئله بزرگ بودن دروغ از سوی هیتلر در کتاب "نبرد من" آغاز شده و در آن سؤاستفاده یهودیان از آزادی در اروپا مثال زده شده است، که بعدا گوبلز در مقاله ای دولت انگلستان را به دارا بودن همین سیاست، یعنی گفتن دروغ بزرگ و باورندان آن به مردم با زور متهم کرده است.

 

ولی، وقتی زمان برای استفاده از این سخنان میشودف روشنفکران آذربایجانی در خود غرق میشوند و قدرت خروج از لاک پیدا نمیکنند. مثلا، به جای اینکه وجود فارسها و یا اکراد را در خاک تورکها مورد سؤال ببرند، چسبیده اند به اصلاح حکومت فارسها در منطقه! منطقه ای که تورکها هزاران سال در آن حکمرانده اند و تاریخ نوشته اند، ولی، به جبر تفنگ و خیانت اقلیت دربار تورک، همان انگلستان معروف فارسها را سر کار آورد و برایشان تاریخچه پادشاهی نوشت!

 

آیا کسی از رضاخان پالانی پرسیده است که تاج شاهی و قبای سلطنت را از کدام پدر و یا برادر خود به ارث برده است؟ آیا کسی توانسته است شجره نامه ای واقعی برای خاندان به اصطلاح سلطنتی آریامهر تهیه کند؟ خیر! ولی، دروغ آنقدر بزرگ بوده و فشار آنقدر زیاد، که عوام به آن رضایت داده و حتی برای دفاع از آن جان خود را نیز فدا میکنند! اکراد نیز همینطور، وقتی کسی ریشه ای نداشته باشد، به هر خس و خاشاکی میچسبد و آنرا ول نمیکند. اگر اکراد ماد باشند و فارسها آریایی، من نیز از مریخ آمده ام و میخواهم بر زمینیان حکمرانی کنم!

 

غافلان بدبختند و همیشه بازنده


منبع :www.BayBek.com

 




برچسب ها: کرد، اکراد، ماد ها، آریایی، زرتشت، زبان کردی، زبان فارسی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 شهریور 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
                                      http://img4up.com/up2/01223754178676732290.jpg

Türkiye, Azerbaycan, Kazakistan ve Kırgızistan tarafından oluşturulan ve kısaca “Türk Konseyi” olarak adlandırılan “Türk Dili Konuşan Ülkeler İşbirliği Konseyi’nin” ikinci toplantısı 23 Ağustos 2012 tarihinde Kırgızistan’ın başkenti Bişkek şehrinde gerçekleştirildi. Kırgızistan Cumhuriyeti Cumhurbaşkanı Almazbek ATAMBAYEV’in ev sahipliğinde düzenlenen zirveye Türkiye Cumhuriyeti Cumhurbaşkanı Abdullah GÜL, Kazakistan Cumhuriyeti Cumhurbaşkanı Nursultan NAZARBAYEV ve Azerbaycan Cumhuriyeti Başbakanı Artur RASİZADE katıldılar.

 

Zirvede yukarıda belirtilen liderler görüşmesinden önce, ilgili ülkelerin Dışişleri Bakanları toplandılar. Dışişleri Bakanları toplantısında Türk Konseyi’nin bayrağı tanıtıldı. Türk Konseyi’nin Sekretaryasına Dair Ev Sahibi Ülke Anlaşması’nda ortak bayrak konusuna da değinilmiş ve “Türk Konseyi bayrağı ve amblemi binalar ve müştemilat üzerinde ve resmi amaçlar için kullanıldığında ulaşım araçları üzerinde sergilenecektir” ifadeleri kullanılmıştı. Türk Konseyi Genel Sekreteri Emekli Büyükelçi Halil AKINCI, Bişkek zirvesinde birçok önemli konularda anlaşmaya varıldığını ifade ederek Türk Konseyi ortak bayrağının kabul edildiğini de açıkladı. Kabul edilen ortak bayrağı anlatan Halil AKINCI “Bayrağın ana rengi mavi olacak. Bu Kazakistan'ın bayrağı, ortada yerleşecek olan hilal ise Türkiye'yi temsil edecek. Ay üstünde Azerbaycan bayrağındaki yıldız olacak, hilalin dış kısmını ise Kırgızistan bayrağının güneş ışını kaplayacak." dedi. Türkiye Cumhuriyeti Dışişleri Bakanı Ahmet Davutoğlu da bayrağın kabulünü Türk Konseyi'nin kurumsallaşması adına yeni bir adım olarak değerlendirdi. Davutoğlu, "Bu bayrak, Türkçe konuşan halkları daha da yakınlaştıracak." dedi.

 

Dışişleri Bakanları toplantısının ardında gerçekleştirilen Türk Konseyi 2. Zirve toplantısı sonunda Kalkınma Fonu'nun oluşturulması, Türk Akademisi'nin kurulması, Türk Kültürleri ve Türk Mirası Fonu'nun desteklenmesi konularında anlaşmaya varılarak konseyin 2. Zirvesi Bişkek Deklarasyonu imzalandı.

Türkiye, Azerbaycan, Kazakistan ve Kırgızistan devlet başkanlarının 2009 yılında Azerbaycan’ın Nahçivan şehrinde bir araya gelerek kuruluş anlaşmasını imzaladığı “Türk Dili Konuşan Ülkeler İşbirliği Konseyi” 4 üyeli yapısıyla 103 milyon nüfusu ve 1 trilyon 287 milyon dolarlık ekonomik büyüklüğü ifade ediyor. Türk Konseyi’nin ilk toplantısı 2011 yılında Kazakistan’ın başkenti Astana’da yapılmıştı, üçüncü toplantının da 2013 yılında Azerbaycan’da yapılması kararlaştırıldı.

 


مشخصات پرچم اتحادیه تورک و توضیحات آن در ادامه مطلب




ادامه مطلب
برچسب ها: Türk Dünyası’nın Ortak Bayrağı، پرچم اتحادیه تورک،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 تیر 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
                                                  http://img4up.com/up2/41118342600387784752.jpg
بسیاری از شهرها و مكان‌های تاریخی یا تفریحی علاوه بر تغییرات فیزیكی كه در طول زمان به خود دیده‌اند، با تغییراتی در نام‌شان نیز مواجه شده‌اند. گاهی این تغییرات فقط در شكل نوشتاری بوده، گاهی فقط در گفتار و گاهی هم اسم قدیمی آن‌ها به‌طور كامل از یاد رفته است.
یك پژوهشگر تاریخ در گفت‌و‌گویی كوتاهی با خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی نام شهر ارومیه معتقد است كه نام این شهر در طول زمان تغییر كرده است.
فرشید ابراهیمی در این‌باره تأكید كرد: نام درست شهر ارومیه، «اورمیه» است.
او توضیح داد: با آن‌که اهالی شهر زیبای «اورمیه» در گویش دلنشین آذری، نام شهر خود را «اورمَیَه» می‌نامند، اما شوربختانه رسانه‌های ملی و مردمی، نام این شهر ایرانی را به اشتباه «اُرومیه» می‌خوانند.
وی با بیان این‌كه امیدوارم از خود نپرسید «اورمیه» یا «ارومیه» چه فرقی با هم دارند، گفت: همواره این بی‌تفاوتی‌ها و ناآگاهی‌های ماست که اعتماد به نفس جامعه‌ی ما را از از میان می‌برد. تا زمانی که هنوز از پیشینه‌ی دریاچه‌ی باستانی این منطقه و چگونگی و معنای نام آن آگاه نیستیم، چگونه می‌توانیم فرهنگ پاسداری از آن را پیدا کنیم؟
به گزارش ایسنا، «اورمیه» محوطه‌ها و آثار تاریخی زیادی دارد كه از آن جمله به مسجدجامع (سده‌ی هفتم هجری قمری)، سه‌گنبد (سلجوقی) و بازار (صفوی) می‌توان اشاره كرد. واژه‌ی «اورمیه» شامل دو كلمه‌ی «اور» و «میه» است، در زبان‌های باستانی «اور» به معنی شهر، جا، مكان و قلعه و «میه» یا «میا» هم به معنی آب است و این شهر به سبب وفور آب «شهر آب» نامیده می‌شد.
در سال‌های گذشته این شهر از نظر دیگری نیز اهمیت یافته است؛ كلیسای «ننه مریم» كه یكی از قدیمی‌ترین كلیساهای جهان است، سال 1387 همراه چند اثر دیگر با عنوان مجموعه‌ی «كلیساهای ارامنه» در فهرست میراث جهانی ثبت شد و مركز آذربایجان غربی در كنار چند شهر دیگر ایران قرار گرفت كه آثار جهانی را در خود دارند.
فرشید ابراهیمی همچنین تأكید كرد: پیشوند «اور» به معنی شهر به‌جز در واژه‌ی «اورمیه» در نام شهرهای دیگر مانند «اور» پایتخت باستانی سومر و نیز در واژه‌ی «اورامان» (هورامان در کردستان) و «اورشلیم» شایسته‌ی بررسی است



برچسب ها: اورمیه، ارومیه، اورمیه یا ارومیه، اورمیه بگوییم، آذربایجان غربی، پژوهشگر تاریخ، تاریخ،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 تیر 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
آراز نیوز :نمایش سازیمین سوزو (Sazimin Sözü) کاری از گروه تئاتر آزربایجان در شهر اورمیه بر روی صحنه خواهد رفت.
سازمین سوزو به نویسندگی حسین عباسی نیا، کارگردانی نوید پیروزنیا، تهیه کنندگی مصطفی غفارزاده و به بازیگری آیسا اکرمی، مزئک جعفری، نوید پیروز نیا در شهر اورمیه بر روی صحنه خواهد رفت.
بنا به اطلاعات منتشر شده آشیق غلامرضا علیزاده و گروه رقص هارای نیز در این تئاتر ترکی ایفاهائی خواهند داشت.
زمان برگزاری:
تاریخ 1391/04/10 الی 1391/04/17 – ساعات اجرا: 8 – 30/6 و 30/9 – 8
مکان برگزاری: چهار راه برق، آپادانا، مجتمع فرهنگی هنری اورمیه، تالار شمس
گیشه های فروش بلیط:
شهر کتاب: خیابان استادان
بوفه مجتمع فرهنگی هنری اورمیه (چهار راه آپادانا)
فروشگاه رقص مهتاب، خیام جنوبی، پاساژ امیر کبر، طبقه همکف
فضولی کیتاب ائوی، خیابان امام، پاساژ ارک، روبروی پاساژ ستارخان، طبقه دوم.
برای حمایت از زبان مادریمان ترکی و تئاتر آزربایجان حضور علاقمدنان به زبان ترکی و آزربایجان می تواند دلگرمی را برای جوانان ترک فراهم سازد.
بو تئاتر سیزی شیرین آشیق نغمه لریله، سرایلا بیرلیکده اسکی تاریخیمیزده گزدیره جک



برچسب ها: آراز نیوز، نمایش، گروه تئاتر آذربایجان، اورمیه، ارومیه، اورمو، آذربایجان غربی، آذربایجان، اورمیه تالار شمس، تالار شمس،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 خرداد 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 خرداد 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
مسجد؛ مقدس ترین مكان مذهبی مسلمانان است ، در احادیث آنرا خانه خدا خوانداند ، اما ارامنه در آغدام در منطقه قره باغ اشغالی طبق اسناد معتبر آنرا خانه حیوانات كرده اند، این در حالی است كه دولت اسلام گرای ایران چندی پیش 4میلیون دلار از بیت المال مسلمین را برای بازسازی كلیساهای ارمنی اختصاص داد! همچنین در اعتراض به الحاق توافقی بحرین به عربستان و نیز برگزاری مسابقه آواز یوروویژن آزربایجان، بعد از نمازجمعه کشورمان تظاهرات برگزار شد!!
 
آیا نمی شود در اعتراض به اشغال سرزمین و نسل کشی مسلمانان و تبدیل مساجدشان به تویله توسط ارامنه، بعد از گذشت ۲۰ سال، حداقل یکبار تظاهرات اعتراض آمیز برگزار کرد؟!
 
چرا ارمنی چنین گستاخانه مقدسات مسلمین را زیر پا می گذارد. اینها ادعا نیست سندهای زنده از وحشی گریهای ارمنی ها در آغدام اشغالی است. عكسهای زیر توسط موسسه مئدیا فوروم در آگوست و اكتبر سال جاری گرفته و در روزنامه 525 به چاپ رسیده است.

اسرائیل در حق اعراب فلسطینی و مسلمانان ساكن اسرائیل ، مرتكب این اعمال نمی شود...
 
با این حال ایران بزرگترین دشمن اسرائیل است و بزرگترین شریك تجاری ارمنستان...

چرا؟

آیا خون اعراب ساكن فلسطین از خون توركان آزربایجانی رنگینتر است؟

آیا واقعا این اسلام است؟

چرا؟

دلیل را باید جست...

http://img4up.com/up2/27808263307131451908.jpg


http://img4up.com/up2/53910333625192105558.jpg


http://img4up.com/up2/52957884527547417284.jpg


http://img4up.com/up2/33390894075727397690.jpg


                 http://img4up.com/up2/13166015902700722234.jpg

منبع




برچسب ها: قاراباغ اشغالی، قره باغ اشغالی، قره باغ، ایران، ارمنستان، اسرائیل، مسلمان، مسلمین، مسجد، دین اسلام، دین، مقدسات، اسلام، دشمن اسلام، فلسطین، عرب، اعراب،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 خرداد 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
                      http://img4up.com/up2/51694981581167365104.jpg

Türkiyənin ilk prezidenti Mustafa Kamal Atatürkün öldürüldüyünə dair iddialar ortaya atılıb. ANS PRESS-in Türkiyə mətbuatına istinadən verdiyi məlumata görə, Muhammet Yüksel adlı ankaralı iş adamı və kolleksionerçisi Atatürkün civə tərkibli saligran adlı dərmanla zəhərlənərək tədricən öldürüldüyünü iddia edib.

Muhammet Yüksel Atatürkün qəbrinin gizli ekshumasiya edildiyini və buna sübut olaraq əlində fotoqrafların olduğunu bildirib. Ankaralı iş adamı Atatürkün bu fotolarla xatırlanmaması üçün onun nəşinin ekshumasiyasının şəkilərini heç kimə verməyəcəyini bildirib. Muhammet Yüksel ekshumasiyanı həkimlər Akil Muhtar, Mehmet Kamil, Süreyya Hidayet və Abravaya Marmaraldan ibarət heyətin həyata keçirdiyini bildirir.


“Ekshumasiyanın nəticələrinin dövlət arxivində saxlanığını düşünürəm. Nəyə görə, xalqa bu haqda bir məlumat verilmir? Bu ölkənin qurucusu qara ciyər serrozu diaqnozu ilə ölür və heç kim sorğu-suala çağırılmır. Atatürklə bağlı həqiqətləri bütün Türk vətəndaşlarının bilməsini istəyirəm”, - deyə Muhammet Yüksel bildirib.

 





برچسب ها: Mustafa Kamal Atatürk، Muhammet Yüksel، Türkiyə، Atatürk ölməyib، öldürülüb،
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()

مسئله قومیت و حقوق اقوام در ایران، پیشینه ای کمتر از صد سال دارد. تا قبل از شروع قرن فعلی هجری، حقوق اقوام جزو عوامل تعیین کننده سیاست کلی مملکت محسوب نمی شد.  تنها با انقلاب مشروطیت و در حد بیشتر، با شروع سلطنت پهلوی این مسئله اهمیت پیدا کرد و با رشد روز افزون، تبدیل به یکی از مسائل مهم اجتماعی و سیاسی ایران گشت. پشتیبانان حقوق اقوام، کمبود حساسیت به این مسئله در دورانهای قبل را مدیون غلبه قوم خیالی پارس و خفه کردن صدای اقوام می دانند، در حالی که مخالفان دامن زدن مسئله حقوق اقوام، آنرا برای امنیت و تمامیت ارضی مملکت، خطرناک می دانند.  این نوشته سعی در پیدا کردن ریشه های این مسئله  در فرهنگ صد سال اخیر، بخصوص برداشت عمومی از تاریخ ایران دارد، و نتیجه خواهد گرفت که رشد مسئله حقوق اقوام، نتیجه کژبینی و برداشت بد و ناقص از تاریخ ایران و تعلیم غلط و یکبعدی آن در جامعه است.

 

امروزه، خط سیر کلی تاریخ ایران، به صورتی که در مدارس تعلیم داده می شود و اکثریت جامعه از آن اطلاع دارند، از دوران هخامنشی (2500 سال قبل) آغاز شده و با گذر از دوره پارتی/اشکانی و ساسانی، به نقطه عطف "اسلام" می رسد، که این  دوران اسلامی با چالشهای تاریخی مختلف، تا دوران خود ما ادامه دارد.  اصطلاح «تاریخ دوهزار و پانصد ساله» امروزه به صورت یک کلیشه در آمده و برای عموم مایه افتخار و برای متخصصین، مایه تاسف است.  شروع این تاریخ دوهزار و پانصد ساله، برای اکثریت جامعه ایران،  مترادف است با شروع تاریخ ایران.  در اینجاست که باید ریشه های بحران هویت و قومیت پرستی فعلی را جستجو کرد.

 

در اوایل قرن فعلی هجری، کمتر کسی از عموم از تاریخ ایران به صورتی که امروزه مطرح می شود،

اطلاعات قابل توجهی داشت.  در طول حداقل هزارسال گذشته، منبع اصلی تاریخ برای ایرانیان، شاهنامه فردوسی و دیگر ادبیات تاریخی/رزمی موجود نظیر خمسه نظامی، بوده است.  شاهنامه، بدون شک مهمترین همه این منابع، کتابی بود که بطور اعم، از موقعیت جغرافیایی و بستگی قومی قهرمانانش، سخن زیادی نمی گوید.  برای پادشاهان افسانه ای شاهنامه هیچوقت پایتختی ذکر نشده و حتی راجع به زبان مادریشان سخن نرفته (حتی ضحاک تازی هم به نظر نمی آید که برای حرف زدن با رعایایش مشکلی داشته).  در شاهنامه، «ایران» و «ایرانی» تنها نشانه های محلی و قومی هستند (رستم، که تا حدی استثناست، هنوز هم کاملا" ایرانیست، و موقعیت نشانه های جغرافیای دیگر هم به هیچوجه مشخص نیست: به عنوان مثال،  مازندران شاهنامه، موقعیت تعریف شده ای ندارد). 

 

در اوایل قرن 14 هجری، قرن فعلی ما، توجه روز افزون باستانشناسان و ایرانشناسان غربی، منجر به کشف آثار تاریخی درخشانی نظیر تخت جمشید، پاسارگاد، و کتیبه بیستون شد. برای دانشمندان غربی که خود  اکثرا" از جوامع تک قومی میامدند، تصور یک مملکت با تکثر اقوام، دور از ذهن بود.  این دانشمندان، با پیشینه ذهنی وجود یک قوم غالب که رقم زننده اصلی وقایع تاریخی در ایران بوده، نتایج تحقیقات خود را به جامعه علمی و در نهایت به عموم ارائه کردند[i].  هویت« پارسی»، به دلیل حضور آن در تاریخ نگاری غربی از طریق نوشته های هردوت و تورات، طبیعتا" اولین کاندیدای دانشمندان غربی برای اشغال این موقعیت غالب بود.  کشف آثار درخشان هخامنشی، مهر تاییدی بود که بر این پیشینه ذهنی خورد، هرچند که در کنار این آثار، آثار درخشانی از تمدنهای ایلامی، کاسی، اورارتو، و میتانی هم وجود داشت، اما سعی در تحکیم موقعیت هخامنشیان، آثار هخانشینان را بر آثار دیگر ارجحیت داد.  تحقیقات ناکامل دانشمندان غربی، نتیجه گیری عجولانه روشنفکران ایرانی، و استفاده سودجویانه سیاستمداران برای تقویت یک هویت ملی در مملکتی که جدیدا" با مرزهای مشخصی محدود شده بود، باعث جایگزینی تاریخ «جدید» بجای تاریخ شاهنامه ای و افسانه ای شد.  هرچند که تاریخ نگاری جدید بر مبنای اصول علمی و صحیح بنا شده بود، اما هنوز در دوران کودکی به سر می برد و گستره و ابعاد آن تعریف نشده بود. 

 

نتیجه جایگزینی عجولانه این تاریخ جدید، تعریف جدیدی از شکل گیری ایران به عنوان یک محدوده سیاسی و فرهنگی بود.  سلسله هخامنشی به عنوان بنیانگزاران ایران پا  به صحنه وجود گذاشتند؛ ادعایی که احتمالا" خود هخامنشیان را نیز تعجب زده می کرد. تاریخ ایران قبل از هخامنشیان،(2000 سال تاریخ عیلام، حداقل 1000 سال قدرت کاسی ها در ایران و بین النهرین، و مادها) به پانوشتی تبدیل شد، و تاریخ 5000 ساله ایران، به 2500 سال تاریخ پارس کاهش داده شد.  پارس مرکز بینی تاریخی، حتی به این منجر شد که سلسله پارتی/سکایی اشکانیان، به ناشناخته ترین دوره تاریخی قبل از اسلام ایران تبدیل گشت (البته اردشیر بابکان هم بی تاثیر نبوده). 

 

این پارس گرایی، عملا" تمام پیشرفت جامعه ایران را به تدبیر قوم خیالی «پارس» نسبت داده (عملا" فرق بین پارسی و مادی و پارتی، در همان دوران قبل از اسلام از بین رفته بود).  در این نگاه خطی و بدون انعطاف به تاریخ ایران، تمام اقوام غیر «پارسی» (کردها، لرها، بلوچها، و اخیرا" آذربایجانی ها)، به عوامل کناری و درجه دو در پیشرفت تاریخ مبدل شدند.  در تعلیم تاریخ ساسانی، اقوامی نظیر سغدیان یا خوارزمیان که عملا" نبض اقتصادی مملکت را در آن زمان به عهده داشتند، در مدارس امروزه محلی از اعراب ندارند و اکثریت، حتی اسمی هم از آنها نشنیده اند.  نتیجه این خطی دیدن تاریخ و آفرینش خیالی یک قوم غالب، احساس نادیده گرفته شدن دیگر اقوام ایرانی و سعی بیهوده برای اثبات اهمیت بزرگان این اقوام و قوم تراشی برای شخصیتهای تاریخی است (ابوعلی سینای «تاجیک»، بیرونی «خوارزمی»، مولانای «ترک» و بابک «آذربایجانی»)، در صورتی که در دوران زندگی این شخصیتها، آنها خودشان را از نظر فرهنگی به دنیای ایرانی متعلق می دیده اند، طرز دیدی که نتیجه اش مهاجرت ابوعلی سینا از بخاراست به همدان و صائب تبریزی به دهلی! 

 

از طرفی، زبان فارسی (پارسی نوین) همواره در ایران به صورت یک زبان رابط بکار رفته و از پیوستگی قومی جدا بوده (بوجود آمدن این زبان در جنوب ایران، رشدش در غرب ایران، و تکاملش به دست ادیبان خراسانی، خود بهترین نشانه از بی قوم بودن این زبان است).  چه بسا پادشاهانی که زبان مادریشان فارسی نبوده، که برحسب قضا تقریبا" اکثر پادشاهان هزار سال اخیر ایران را شامل می شود، اما از فارسی برای ارتباط استفاده کرده اند.  حتی «ایرانی» ترین این پادشاهان، آل بویه و آل زیار، هم خود دیلمی زبان بوده اند.

زبان فارسی، با وجود «پارسی» بودن، زبان قومی قوم مشخصی در ایران نبوده، کما اینکه بسیاری از مردمان خارج از محدوده تاریخی پارس، بیشتر از هزار سال است که از این زبان به عنوان زبان مادری استفاده می کنند.  پس هویت این زبان در درجه اول ایرانی است و بعد «پارسی» (فارسی فعلی، همانقدر از سغدی، خوارزمی، باختری، و دیگر زبانهای ایرانی اثر پذیرفته که از زبان «پارسی»). 

 

بطور خلاصه، انتخاب نابه جای سلسله هخامنشی به عنوان بنیانگذاران ایران و غالب دیدن عامل پارسی در  تکامل تاریخ ایران، اشتباه تعلیماتی صد سال اخیر، به همراه نسبت دادن زبان مشترک همه اقوام ایرانی به یک قومیت غیر موجود، باعث بوجود آمدن حس بی قدرتی و نداشتن اهمیت تاریخی در اقوام ایرانی دوران مدرن شده است.  هرچند که وجود تصمیم گیرندگان سیاسی با موقعیتهای قومی مختلف در طول تاریخ ایران مسئله ای همیشگی بوده و هست (هنوز هم موقعیت قومی بسیاری از سیاستمداران برای مردم نامعلوم است و به ندرت نقش تعیین کننده ای در عملکرد سیاسی دارد)، اما حس کم اهمیت بودن در بسیاری از اقوام رو به رشد است. 

 

به عنوان نتیجه، برای حل مسئله خودکم بینی قومی در ایران و بحران هویت در کشوری که همواره به چند قومی عادت کرده، باید بازبینی کلی در تاریخ نگاری و تعلیم تاریخ در ایران کرد و از موقعیت مصنوعی قومی خیالی به عنوان نیروی غالب تاریخی، به حقیقت تاریخ ایران که همکاری همیشگی همه اقوام در شکل گیری «جهان ایرانی»[ii] بوده، دست پیدا کرد.    

 

خداداد رضاخانی

27 ژوئیه 2003، برکلی، کالیفرنیا




برچسب ها: پارس گرایی و بحران هویت در ایران،
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 خرداد 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()

Elman Abdullayev: "İran ölkə rəsmilərinin Azərbaycanla bağlı çıxışlarına görə üzr istəməlidir

http://img4up.com/up2/34041378383407738187.jpg                                                     

İran ölkə rəsmilərinin Azərbaycanla bağlı çıxışlarına görə üzr istəməlidir. Belə bir bəyanatla Azərbaycan Xarici İşlər Nazirliyinin mətbuat xidmətinin rəhbəri Elman Abdullayev çıxış edib. Jurnalistlərin suallarını cavablandıran diplomat həmçinin İran tərəfinin Azərbaycanın Tehrandakı səfirinə nota verməsi barədə məlumatı təkzib edib.

E.Abdullayev onu da bildirib ki, rəsmi Bakı Tehrandan Azərbaycanın İrandakı diplomatik missiyaları qarşısında anti-Azərbaycan xarakterli aksiyaların qarşısının alınmasını tələb edib.

Qeyd edək ki, bu günlərdə İranın bəzi qüvvələri Azərbaycanın ünvanına təhqiredici fikirlər səsləndirib. Konkret olaraq dünən İranın xarici işlər naziri Əli Əkbər Salehi ölkəmizin ünvanına yolverilməz fikirlər səsləndirib.




برچسب ها: İran، Azərbaycan، Azərbaycan Xarici İşlər Nazirliyi، Elman Abdullayev، Əli Əkbər Salehi،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()

آذربایجانین باشکندی باکی شهرینده تشکیل ائدیلن، ۵۷-جی یوروویژیون ماهنی یاریشماسی‌نین رسمی آچیلیش مراسیمی ائدیلدی

                                          http://img4up.com/up2/92188557898531174250.jpg


آذربایجانین باشکندی باکی شهرینده تشکیل ائدیلن، ۵۷-جی یوروویژیون ماهنی یاریشماسی‌نین رسمی آچیلیش مراسیمی ائدیلدی.

آچیلیشا ۴۲ اؤلکه‌نین نماینده‌سی قیرمیزی خالچادا کئچه‌رک قاتیلدی.

یوروویژیون نماینده‌لرینی قیرمیزی خالچادا بؤیوک جوشغویلا قارشیلایان سئونلری، بورادا صنعتچی‌لرله فوتو چکدیرمه فورصتی تاپدی.

یوروویژیون-۲۰۱۱ بیرینجی‌لری آذربایجانلی ائلدار و نیگار جوت‌لوسو ایله ۲۰۰۹-جو ایل غالیبی نوروئژ تمثیلچی‌سی آلکساندر ریباکین دا قاتیلدیغی آچیلیش مراسیمی، قبول و کونسرت پروقرامییلا داوام ائتدی.

یاری فینال‌لاری ۲۲ و ۲۴ می-ده ائدیله‌جک ۵۷جی ائوروویژیون ماهنی یاریشماسی‌نین فینا‌لی ۲۶ می-ده رئال‌لاشدیریلا‌جاق.




برچسب ها: آذربایجان، باکی، یوروویژیون،
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 اردیبهشت 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
گوگل بزرگترین موتور جست و جوگر اینترنت است که امکانات خدماتی آن مانند maps و earth مورد استفاده صدها میلیون نفر در سراسر جهان است.

این کمپانی هیچ توضیحی درباره حذف نام خلیج فارس از نقشه خود نداده است


                          به زبان سرخم خندیدی!
                      انقلاب سبزت را به نظاره نشتم.
                     در مرگ دریاچه ام سكوت كردی
                      اكنون به وداع خلیجت میخندم




برچسب ها: google earth، گوگل، خلیج فارس، به زبان سرخم خندیدی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()

ایـن عکـس و ویدیو مربـوط بـه همان کودکـی است کـه تـصـاویــرش از 90 پـخــش شـد و متاسفـانـه عـده ای از رسانه ها و سایتها بـا وقاحت تمـام در پـی ضد ایـرانـی جلـوه دادن ایـن جمـلات هستنـد.(آیا حرف زدن به زبان مادری حركت ضد ایرانی است؟)
http://img4up.com/up2/25492953844271949385.jpg

http://img4up.com/up2/28293133302402753957.gif
برای پخش ویدیو روی عكس زیر تیك بزنید

[http://www.aparat.com/v/7536c09aa1c4d2e86d664a1b142def85187575]


آذربایجان منیم ائلیم

 دوغراسالار دیلیم دیلیم باشکا دیله دونن دییر

دیلیم  اولسه من اولم

 آنا دیلیم اولن دیر. باشکا دیله دونن دییر



آذربــایـجـــان ملت مـن اسـت
حتی اگر تن مرا تکـه تکـه کننـد

زبان من به زبان دیگری تغییر نخواهد کرد

اگر زبان من بمیـرد مـن نـیز خواهـم مـرد

زبــان مــــادری مـن فـنــانـاپـذیـــر اسـت

و بـه زبـان دیگـری تـغییــر نخـواهـد کــرد

                                                        __________________
بیلیرسن آنادان دوغولدوغوم گؤندن،دیل آچیب دانیشدیغیم دیلده دانیشماغیم یاساقیمیش؟



برچسب ها: برنامه 90، آنا دیلیم، سمبل هواداران تراختور، هواداران تراختور، تراختور،
                                                           http://img4up.com/up2/18378084873354624241.jpg
نماینده مردم ارومیه در مجلس، نسبت به وضعیت خشكی دریاچه ارومیه هشدار داد و در عین حال خواستار رسیدگی هرچه سریعتر به وضعیت انتقال آب به این دریاچه شد.
نادر قاضی‌پور در تذكر شفاهی خود در صحن علنی روز چهارشنبه مجلس ضمن تذكر نسبت به ادعای مسئولین اماراتی در خصوص جزایر سه‌گانه گفت: روز دوشنبه شاهد بودیم كه رییس‌جمهور كلنگ انتقال آب خزر به استان سمنان را زدند تا سمنان و شهر خود یعنی گرمسار را آباد كنند اما این در حالی است كه نگین ایران یعنی دریاچه اورمیه خشك و كویر می‌شود.
وی با بیان اینكه مسئولین در قبال وضعیت دریاچه ارومیه فقط حرف تحویل مردم داده‌اند، تصریح كرد: تنها راه‌حلی كه وزارت نیرو مطالعه و اعلام كرده انتقال آب از سد ارس به دریاچه ارومیه است كه به فاصله 17 كیلومتر و با قیمت بسیار ارزان‌ می‌باشد.
به گزارش ایسنا، نماینده مردم ارومیه در مجلس خاطر نشان كرد: فقط 30 درصد دریاچه اورمیه باقی مانده است كه اگر این انتقال صورت نگیرد میلیون‌ها آذری زبان اما مسلمان، ولایت‌مدار، انقلابی و وطن‌پرست كوچ خواهند كرد.



برچسب ها: نادر قاضی پور، قاضی پور، دریاچه ارومیه، دریاچه اورمیه، اورمو گولی، اورمو گؤلو، نگین آذربایجان،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 اردیبهشت 1391 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:14)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
بو منیم وطنیم، بو منیم ائلیم
جانیمدان عزیزدیر توپراغیم دیلیم
آل قانا بویانسام یادا ساتمارام
شرفیم وطن­دیر بیر آن آتمارام
آنامین قانی­دیر آخان قولومدا
دؤیوشه گئده­ رم وطن یولوندا
قوربان­دیر بو خالقا بو یوردا جانیم
باشی اوجا یاشاسین آذربایجانیم
...........................................
West Azerbaijan province in northwestern Iran
And the second largest province, that their language is Turkish
...........................................
HE WHO CALL HIMSELF A TURK
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
. . ... .......... .. .. Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net.. ..free counters ... Share .... ..




..Future Google PR for canimurmia.mihanblog.com - 3.42




تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

خرید vpn

قالب وبلاگ

..

آپلود عكس

آپلود عكس

.. Related Posts Plugin for WordPress, Blogger... ..