TÜRK
شهیدلر اولمز اورمیه بولونمز.şəhıdlər ölməz urmu bölünməz
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 بهمن 1390 توسط آیتام aytam اورمولو urmulu | نظرات ()

سال 1248 ش. را باید در واقع سال شروع تعدی هایی
از نوع جدید به اراضی دایمی آذربایجان به حساب آورد . ضعف حكومت مركزی و در برابر آن به اقتدار رسیدن دو همسایه شمال و شما لغرب ا ین منطقه ( روس و عثمانی ) زمینه را برای نا آ رامی منطقه كاملا مهیا نموده بود .

زیاده خواهی این دو ابر قدرت و احساس نگرانی و تهدید از سوی یكد یگر با لطبع مزید بر علت و مقدمه ای برای نا امنی و نا آرامی هایی متعدد منطقه بود كه متاسفانه وجب به وجب خاك آذربایجان سهمی از این فجا یع تاریخی را از ا ین گذر داراست .

منطقه مورد بحث این مقا ل « ســویــوق بــولاق و حــومــه » در این تاریخ تحت امر مظفرالسلطنه نامی كه حسب الامر شجاع الدوله حاكم خوی و سلماس به این سمت گمارده شده بود قرار داشت . مشیردیوان والی حكومت كردستان از غیبت چند روزه مظفرالسلطنه استفاده نموده و (علـــــی خان ارشد فیض الله بیگی ) را كه ا ز بزرگان ایل فیض اللهی بود به جای مظفرالسلطنه منصوب و روانه منطقه می نماید . وی افرادی را از ایل خود به سمت كلانتر – داروغه بازار – كشیك باشی – فراش باشی – باشما قچی باشی – ابدارچی باشی .....منصوب می نماید و با آوردن افراد مسلح از ناحیه كردستان به عنوان كشیك چی های دولتی در وا قع عنان اختیار منطقه را در دست می گیرد . هزینه تمامی این منصوبین خــانی از مردمان عادی شهر و روستا ها و حتی مسافران و عابران گرفته میشد و به جهت سكونت این لشگر تحمیلی خانه چندین تن از متولیان و معتمدین سویوق بولاق به تصرف ا ینان در آمده بود . ( ملا غفور امام جمعه – حاجی ملك الكلام – خلیل خان خویلو – عبدالله خان منصور... ). علیرغم ا ینهمه نیرو ا لبته شبی نبود كه دزد به منازل و دكاكین مردم نزند و مردمانی بیگناه كشته نشوند . ا ز مكری و تیلكوه دزدهای مشهوری جهت سرقت اموال مردم داوطلب می شدند و بی هیچ مزاحمتی این كا ررا می كردند . در چنین اوضاعی بسیاری از بزرگان و عالمان و تاجران و ثروتمندان سویوق بولاق برای در امان ماندن از تعرضا ت اشغالگران خودرا به تابعیت روس یا عثمانی در می آوردند و بدین طربق صف بندی جاهلانه ای فیمابین اهالی منطقه بوجود امد كه سالیان سال دوام یا فت و بصورت یك امر عادی در امد .

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید



در سال 1281 ش . با شروع جنگ جهانی اول قوای روس بلافاصله منطقه مورد بحث را اشغال نمود و ا ین نفوذ را بیشتر در مناطق سوق الجیشی و بازرگانی و نظامی تقویت نمود . سلطان عثمانی در یك تاكتیك جنگی شیخ حسام الدین و شیخ نجم الدین ( دو ایل باشی كرد ) را با فرمان جهاد علیه قوای روس وارد خاك آ ذربایجان نمود . تفنگدارا ن اوراماناتی و مریوانـــــــــی وظیفه مشایعت این دو شیخ را به عهده داشتند . در مسیر حركت بیگ زاده های عشایر و ایلات كرد هر یك با چند سوار مسلح به این اردو مــــــی پیوستند . در ماه صفر سال 1333 ه . ق . این اردو وارد سقز شد و اردوی مجهز گورك و سرشیو را نیز ا ز این شهر همراه خود نمود و روز بعد عازم سویوق بولاق شدند در هنگام عبور از بانه محمد خان حاكم بانه را دستگیر و تبرباران و اموالش را غارت نمودند. بقیه اهالی بلافاصله بیرق عثمانی را بر در خانه هایشان آویختند و منتظر حوادث بعدی ماندند . اردوی شیوخ با بیرق نصرمن الله وفتح القریب و اردوی عثمانی با بیرق ماه و ستاره پیشا پیش این اردو به حركت در آمدند . در مسیر این اردوی نجات بخش ( !! ) هیچ منزل – مغازه و مزرعه ای در امان نمی ماند .

درهمین اوان حسب الامر دولت، متصرف پاشا با ششصد نفر عساكر و قورخانه با توپ و تجهیزا ت از راه رواندوز به سویوق بولاق حركت نمودند تا به اردوی نجات بخش بپیوندند . محمد حسین خان سردار ، والی سویوق بولاق با وجود ا ینكه تابعیت ضمنی روس را داشت به پیشواز اردو در آمد در حالیكه در همین روز قنسول روس با ا تباع خود از سویوق بولاق به قوشاچای فرار نمود و اتباع خود را در سویوق بولاق تنها گذاشــــــت . شجاع الدوله ا ز تبریز به حمایت كنسول روس در آمد و قوایی مجهز به قوشاچـــــای اعزام نمود . چند روز بعد قوای روس ( شجاع الدوله ) و قوای عثمانی ( متصرف پاشا ) در حومه قوشاچـــای و سویوق بولاق به هــم رسیده و مشغول نــبرد شدند . دو روز و دو شب تمــام شش هــزار نفر لشگر مختلط از ترك و كرد و عرب و فارس و عشایر و اهالی محل با توپ و تفنگ و قداره و چوبدست نزاع نمودند و نهایتا فتح و ظفر نصیب قوای عثمانی گردید . كلیه اموال اهالی چـــه سویوق بولاق و چه قوشاچــای و چه روستاهای مسیراردو به اتهام تابعیت روس به تصرف قوای مهاجم در امد و بسیاری از مردمان بـــــی گناه كشته شدند . سردار والی سویوق بولاق و مظفرالسلطنه والی قوشاچـــــای دستگیر شدند . مولانا شیخ شرفكند كه همراه متصرف پاشا از سویوق بولاق امده بود حاكم قوشاچـــــــای گردید و در جلسه ای كه با حضور شیخ حسام الدین و شیخ نجم الدین و شیخ عرف و عشایر بانه – گورك – مریوان – دهبكر – مامش و پیران تشكیل یافت تصمیم بر این گرفته شد كه اردو به دو قسمت تقسیم شده و یك قسمت به جهت تصرف ارومیه و یك قسمت به جهت تصرف تبریز روانه شوند .

ارومــیه دو روز بعد بدون هیچ ممانعت به تصرف در امد و روز بعد خبر سقوط مــــراغه رسید . پس از قتل و غارت هایــــــی فجیع كه از سوی این اردوی مسلح كرد كه تحت حمایت موقت دولت عثمانی در امده بود صورت گرفت ایـــــــن اردو وارد تبریز شد . پانزده روز این اشغال به طول انجامید در روز پانزدهم شجاع الدوله كه به صوفیان فرار كرده بود در معیت سالدات های روس به تبریز هجوم آورد و پس از چهار ساعت جنگ و گریز شهر را متصرف شدند و هر آنچه كه ا ز دست قوای اردوی نجا ت بخش به جا مانده بود این بار توسط اردوی سالدات ها غارت گردید . متصرف پاشا با شنیدن خبر تصرف تبریز توسط قوای روس از ارومیه خارج و به سویوق بولاق عقب نشینی كرد . شیخ عارف به موصل گریخت و دیگر اكراد هر یك به گوشه ای پراكنده شدند . بنا بر روایت تاریخ نگاران بی طرف در فروردین ماه این سال در تمامی سویوق بولاق حتی یك سقف سالم نمانده بود تا اهالی از بارانهای بهاری بدان پناه ببرند !

در كنار این بی خانمانی پیشرفت قوای روس در منطقه كماكان ادامه داشت و طولی نكشید كه از بندر انزلی تا بانه در اختیار قوای روس قرار گرفت . « گوبرناد » منتخب روس در سویوق بولاق و حومه حاج وهاب خان اردلان بود . ریال از حیث اعتبار ساقط و لیره روسی وارد چرخه معاملات گردید . حاج وهاب اردلان در مدت پنج ماه والی گری لیره های بسیاری اندوخت و ثروت فراوانی بهم زد . دولت ایران برای جلوگیری از پیشرفت روز افزون قوای روس مجددا دست بدامن عشایر كرد گردید و شیخ محمود از شیوخ جاف و ایل همه وند را ( از منطقه سلیمانیه ) به همراه عباس بیگ نامی راهی منطقه نمود . در این روزها اهالی سویوق بولاق در خانه های یهودیان سرشیو پناه گرفته بودند . اولین اقدام شیخ محمود و همراهان غارت خانه های یهودیان سرشیوی بود . اهالی مستاصل كه از سرشیو به سوی سویوق بولاق در حال فرار بودند توسط قوای آقا صالح رنگه ریژان ( از عشایر جاف ) مورد قتل عام و تجاوز قرار گرفتند و تعداد بسیار اندكی توانستند به سویوق بولاق برسند . جنایات رنگه ریژان به حدی شنیع بود كه شیخ محمود تصمیم به اعدام وی گرفت اما قاضی فلاح مانع او گردید . معهذا علیرغم حضور شیوخ كرد و گوبرناد های محلی در راس امور، قوای روس تنها در یك روز پانصد نفر از محترمین و معتمدین سویوق بولاق را قتل عام نمود بی آنكه كسی مانع كارشان گردد .

این قتل و غارت مدت دو سال تمام هر از گاه توسط قوای روس – عثمانی – كرد و یا حتی دست نشاندگان دولت مركزی ایران ادامه یافت . مردمان بومی و صاحبان اصلی روستا ها و شهرها بدون هرگونه مدافعی مورد تجاوز ارضی – مالی و نفسی می گردیدند . در صد بسیار بالایی ار اهالی به مراغه – تبریز و یا ارومیه و تهران مهاجرت اجباری نمودند . دركنار بلایای فوق الذكر اهالی سویوق بولاق در اوایل سال 1335 ه . ق خبر اسكان اردوی نظامی بریتانیا را هم در مسیر راه سقز به سویوق بولاق در یافت نمودند . با ورود این اردو اوضاع آشفته تر ار پیش گردید . بریتانیا علت حضور اردوی نظامی خود در منطقه را كشتار آسوری ها و ارامنه مورد حمایت بریتانیا بدست اسماعیل اقا سیمتگو ی شكاك اعلام نموده بود . اما این ظاهر امر بود چراكه قوای بریتانیا حامل مقاصد دیگری بودند . استقرار ایلات تحت حمایت خود در برابر قوای روسیه مقصد اصلی آنها بود . فلذا این بار اهالی بی پناه تیكان تپه و صایین قالا آماج تجاوزات ارضی قلدرانه بریتانیا قرار گرفته و مجبور به ترك خانه هایشان و تحویل آن به آسوری ها و ارامنه رانده شده از روسیه گردیدند . در حالیكه همه متوجه تیكان تپه و صایین قالا شده بودند به ناگاه بحری بیگ از عشایر كركوك با سواران مسلح از مرز گذشته و یكسر به سویوق بولاق هجوم آورد . در عرض نیمروز شهر بلاصاحب را تصرف و تمامی قوای روس و فارس را از شهر بیرون راند و یا به هلاكت رساند . سپس به قوای بریتانیا پیغام فرستاد كه در قبال تحویل سویوق بولاق به این قوا، تقاضای هزار تغار گندم را داد . دولت بریتانیا به تاجر باشی فاضل و قادر خان ( معتمدین محل ) دستور داد تا این مقدار گندم را تهیه نمایند اما با وجود قحطی و جنگی كه شش سال پیاپی گریبانگیر منطقه بود امكان تهیه این مقدار گندم محال می نمود . فلذا بحری بیگ به دریافت چهار صد لیره انگلیسی راضی شد و سپس به سوی سلیما نیه عقب نشست .

منطقه سویوق بولاق و حومه در سال 1337 ه . ق . پس از آنكه بارها و بارها بین قوای روس و غثمانی و كرد و ارامنه .... دست بدست گردید نهایتا به نام منطقه « ثلاث » تحت حكومت توافقی محمد سعید مرزه ( سرشیو ) – سیف الله خان مظفرالسلطنه ( سقز ) – و عبدالله بیگ ( مكری ) قرار گرفت . اهالی كه نیاز به آرامش داشتند به این وضعیت تن داده و در واقع در واگذاری دو سوم منطقه به كردهای مهاجم هیچ اختیاری از خود نداشتند . چراكه قوای روس و انگلیس و دولت مركزی ایران هر یك بنا بر مصالحی خواهان چنین وضعیتی بودند و عملا از اكراد در این اشغالگری ها حمایت می نمودند . و دولت عثمانی در این تاریخ عملا از هم پاشیده بود . حبیب الله خان تیكلو – عبدالقادر خان تیكلو – آقا صالح رنگه ریژان ( كه در زمان رضا خان نام سلطان پناه را برای خود انتخاب نمود و از نزدیكان وی گردید ) و رستم خان از عشایر كرد هر یك به والی گری منطقه ای انتخاب شدند . برای خریدن مقام پرداخت پنجاه الی صد تومان به كنسول گری ها كافی بود و برای كسانی كه دارای چندین سوار مسلح از خدا بی خبر بودند تهیه این مقدار وجه ابدا مشكلی نداشت .

هنوز چیزی از این انتصابات نگذشته بود كه خبر رسید اسماعیل آقا سمیتگو سردار ارشد قارداغلی را شكست داده و خوی – سلماس – ارومیه و تمامی توابع را تصرف نموده و به سوی ایالات ثلاث در حركت است . دولت مركزی ملك زاده نامی را با هزار ژاندارم و توپ و قورخانه برای حفظ منطقه ثلاث روانه نمود اما ملك زاده به جای انجام ماموریت به عیش و عشرت نشست و سمیتگو در عرض بیست و چهار ساعت سویوق بولاق را تصرف و علاوه بر قتل افراد بومی بسیاری هفتصد ژاندارم را نیز اعدام نمود و سپس حمزه آقا مامش را حاكم سویوق بولاق نموده و خود به چهریق مراجعت نمود .

حاج زمان خان كه خود را برای این مسند مستحق تر میدانست به سقز و بانه رفته و از میان ایلات و اقوام خود دهها فرد داوطلب را جمع آوری نموده و به بهانه حفظ سقز از تعدی سمیتگو ، شهاب السلطان والی وقت سقز را ساقط و بعد نامه ای به سمیتگو نوشت و اعلام فرمانبرداری از وی را نمود و سمیتگو نیز والی گری سقز را به وی داد !

حال و روز مردمان منطقه ثلاث را در چنین شرایطی میتوان تصور نمود كه چه روزهای سختی را می گذراندند . هر خانه موظف به تامین و تهیه محل خواب و خورد و خوراك ده الی بیست سوار كرد بود كه تهیه علوفه اسب و قاطر آنان نیر علاوه بر این بود . علیرغم اینكه در این تاریخ حكومت مركزی به نام پهلوی در تهران به ظاهر تثبیت شده بود اما این رژیم بیش از بیش دست متعدیان كرد و ارمنی را در منطقه باز گذاشته بود و چه بسا خود زمینه ساز اصلی كشتار مردم آن دیار بود . چرا كه بعد ها با افشای اسناد محرمانه دولتی این مسئله بر ملا شد كه دولت پهلوی در میان برنامه های بلند مدت خود حایل قرار دادان یك منطقه كرد نشین با مرز تركیه در غرب و شمالغرب كشور و نیز یك منطقه ارمنی نشین در مرز با روسیه و منطقه شمالغرب و شمال كشور را در سر می پروراند و برای اجرای آن از هیچ چیز فرو گذار نبود . سویوق بولاق در گیر چنین سرنوشت شومی میشود . بایزید آقا و كاك الله كرد كه نام خود را به « خادم پهلوی » تغییر داده اند هر شب با هفتاد سوار به غارت منازل و مغازه و انبار و طویله های سویوق بولاق هجوم می آورد و هر شب به سلامت به پناهگاه خود بر می گردد . اهالی بومی كلا خلع سلاح شده اند و همه امور شهر به ژاندارم های شاهی باز گذارده شده است !! روستا های قالا جینی – درگاه سلیمان – خیدر – حسن سارالان – تالا جار – تاخت – قیز آباد – گول باغی – لیلان – گول تپه – كهریزه – طاطایی – صاحب – قارقار – كرفتو –حمامیان – سارای – گیسلان – خورخوره – رحیم خان – سلیمان كندی – زرزرا – چوپلو ...... چنان تاراج گردیدند كه اگر كسی هم از اهالی زنده مانده بود با مهاجرت به نقاط دیگر عملا روستا ها خالی از سكنه گردیدند و برخی از آنها امروزه كاملا محو گردیده اند .

در ادامه سیاستهای جابجایی مرزها با جابجایی اقوام رضا خانی بود كه در تاریخ 8/8/1308 اسماعیل خان بهادر بعنوان حاكم سویوق بولاق به همراه حسن خان معین مامور مذاكره با مقامات ترك در ایگدیر گردید . در تاریخ 23/2/1309 كلنل لورنس انگلیسی در سویوق بولاق مشاهده میشود . ( راپورت نمره 102 – اسناد ملی ) . در تاریخ 3/11/1306 اخباری در رابطه با اتحاد ارامنه واكراد بر علیه ترك ها بدست میرسد كه مركز این اتحاد سویوق بولاق است . ( اسناد ملی – ن ) . در تاریخ 11/ 10 / 1306 دكتر ظهرابیان مبلغ نامی اتحاد اكراد و ارامنه در سویوق بولاق فعالیت می كند . ( اسناد ملی . ك – 1421 ) . در تاریخ 6 / 11 / 1306 --- 9 نفر از مبلغین اتحاد ارامنه و كرد با نقشه كردستان بزرگ و ارمنستان بزرگ در سویوق بولاق دستگیر و به موطن اصلی مراجعت داده میشوند !! ( اسناد ملی – ن – 122002) .

با این اوصاف سیاست های دیكته شده انگلیسی برای پهلوی در راستای محو كامل ترك های مسلمان از روی زمین تا آخرین نفر ، جامهء عمل پوشیده است وقتی كه امروزه در نقشه ها و آمار های رسمی كشوری ( مهاباد ) را به جای ( ساوجبلاغ ) نوشته می بینیم و از نفوس آماری سال 1300 ه . ق . در برابر 2500 سكنه ترك سویوق بولاق و جمعیت كوچنده كرد موصل و سایمانیه به تعداد متغیر 3 هزار نفر ، امروزه مهاباد به منطقه كرد نشین مطلق معرفی می گردد .

جابجایی اقوام و ملتها در طول تاریخ بصورت امری اجتناب ناپذیر همواره در جریان بوده و هست . اما آنچه كه بر سر آذربایجان و آذربایجانی در طول دویست سال اخیر بویژه آمده است از یك واقعه تاریخی به یك فاجعه تاریخی تبدیل گردیه است . اگر امروزه پر جمعیت ترین دیازپورای جهان را بعد از قوم یهود آذربایجانیهای مهاجر دارند ، باید كه ریشه را در چنین حیله های سیاسی جست . آیا تاریخ هنوز در تكرار است ؟




برچسب ها: سویوق بولاق، مهاباد، تاریخ مهاباد، تاریخ سویوق بولاق، آذربایجان غربی،
درباره وبلاگ
بو منیم وطنیم، بو منیم ائلیم
جانیمدان عزیزدیر توپراغیم دیلیم
آل قانا بویانسام یادا ساتمارام
شرفیم وطن­دیر بیر آن آتمارام
آنامین قانی­دیر آخان قولومدا
دؤیوشه گئده­ رم وطن یولوندا
قوربان­دیر بو خالقا بو یوردا جانیم
باشی اوجا یاشاسین آذربایجانیم
...........................................
West Azerbaijan province in northwestern Iran
And the second largest province, that their language is Turkish
...........................................
HE WHO CALL HIMSELF A TURK
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
. . ... .......... .. .. Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net.. ..free counters ... Share .... ..




..Future Google PR for canimurmia.mihanblog.com - 3.42




تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

خرید vpn

قالب وبلاگ

..

آپلود عكس

آپلود عكس

.. Related Posts Plugin for WordPress, Blogger... ..
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic